اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
4
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
كيست مانند ابو الحسن ؟ بانچه تو اهل آن هستى بر قريش پيشى گرفتى ، پس سينه ات گشاده [ 1 ] و دلت آزموده است [ 2 ] . مردانى سربلند از قريش مقام تو را آرزو كردند ، اما لاغرى از فربهى بدور است ، و تو در هر منزلى از اسلام بمنزله طرف نيرومند ريسمانى ، و از لوى ابن غالب اميدوارى به تو بوده است ، هم براى آنچه از او بانجام رسيده و هم براى آنچه هنوز انجام نيافته است . پيامبر خدا را در ميان ما حفظ كردى و وصيت او به تو است و كه از تو به او سزاوارتر است ، كه و كه ؟ آيا در برادرى ، برادر او [ 3 ] و نيز وصى او [ 4 ] و داناترين فهر بكتاب و سنتها نيستى [ 5 ] ؟ » گروهى از عرب مدعى پيامبرى شدند و گروهى مرتد شدند و تاجها بر سر نهادند . مردمى هم از دادن زكات به ابو بكر امتناع ورزيدند . از كسانى كه به پيامبرى سربلند كردند يكى : طليحة بن خويلد اسدى بود در پيرامون خويش ، و ياران او غطفان بودند و مهتر ايشان : عيينة بن حصن فزارى . ديگر : اسود عنسى در يمن . و مسيلمة بن حبيب حنفى در يمامه . و سجاح دختر حارث تميمى كه سپس با مسيلمه ازدواج كرد و اشعث بن قيس مؤذن او بود . پس ابو بكر با لشكرش به « ذى القصه » [ 6 ] بيرون رفت و عمرو بن عاص را خواست و به دو گفت : اى عمرو تو صاحبنظر قريشى و اكنون طليحه مدعى پيامبرى
--> [ 1 ] اشاره است به آيه : « أفمن شرح الله صدره للاسلام » كه درباره على و حمزه نازل شده است . [ 2 ] اشاره است بحديث نبوى درباره على : انه امتحن الله قلبه بالايمان ( للايمان - على الايمان ) . [ 3 ] اشاره است بحديث برادرى على با پيغمبر كه متواتر است . [ 4 ] اشاره است بحديث وصى بودن على كه نيز مشهور و متواتر است . [ 5 ] اشاره است باحاديث علم على ع از قبيل ، اعلم امتى من بعدى على بن ابى طالب . ر . ك . الغدير ج 2 ص 43 - 44 . [ 6 ] بفتح ق و تشديد ص : جايى در بيست و چهار ميلى مدينه ( مراصد الاطلاع ) .